وقتي شيطان نزد حضرت يحيي(ع) آمد. يحيي به شيطان فرمود: مي خواهم تله ها و دام هايي كه به وسيله آن فرزندان آدم را صيد مي كني و گمراه مي نمايي، به من بگويي.شيطان قبول كرد و فردا صبح با شكلي خاص آمد و دام هاي خود را براي حضرت يحيي(ع) تعريف كرده و نشان داد..در آخر ملاقات، يحيي پرسيد: آيا هيچ گاه بر من چيره شده و غالب گشته اي؟شيطان گفت: نه، ولي در تو خصلتي است كه من آن را دوست دارم.پرسيد: آن خصلت چيست؟